محمود نجم آبادى
202
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
فردوسى شاعر بلندپايه ايرانى درباره گياه و درمان به وسيله آن اشعار زيادى دارد اينك نمونهاى از آن اشعار را در كشته شدن سياوش متذكر مىگرديم : " بساعت گياهى از آن خون برست * جز ايزد كه داند كه آن چون برست گيا را دهم من كنونت نشان * كه خوانى همىخون اسياوشان " چنان كه در بالا مذكور افتاد با شستشو و مالش آبى مخصوص را كه با عصارهء گياهان جهت شستشوى افراد به كار برده مىشده است ، بسيار مهم مىدانستند . چنين به نظر مىرسد كه اين آب مايع مخصوص و يا از محل مخصوص باشد كه بايد آن را تهيه كرد و براى مالش و شستشو به كار برود . درباره اين آب چنين قائل بودند كه چون اين قبيل آبها با ريشه و تخم و برگ نباتات داروئى آميخته گرديده ، بدين مناسبت آن را درمان بزرگ مىخواندند . در آبان يشت بند اول و دوم به آردويسور ناهيد ( Ardaisuranahita ) درود فرستاده شده و آن را درماندهنده دردها و پاككننده نطفههاى مردان و زهدان زنان و تصفيه كننده شير آنان گفته است ( شرح آنها ضمن مبحث داروها بيايد ) . به همين نحو به وجه كلى درباره گياهان شفابخش در كتب مذهبى ايران باستان آمده است همانطور كه موى از سر مردمان رويد ، گياه از همه جاى زمين رويد ، ده هزار قسم ، بويژه براى درمان بخشيدن ، ده هزار بيمارى است كه اهريمن از جهت آفريدگان پديد آورد و اين ده هزار نوع گياه صد و بيست هزار قسم گياه ديگر از زمين مىرويد از همين گياهان . درباره گياهان و اهميت آن در درمان ( رجوع شود به باب بيستم ونديداد فقره ششم ) .